چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش سوم و پایانی

تصویرسازی صحیح داده‌ها، کلید موفقیت در انتقال مفاهیم از طریق داشبوردهای اطلاعاتی
۲۶ آذر, ۱۳۹۶
اهمیت روایت داستان در بازاریابی – بخش سوم: ویژگی‌های یک داستان خوب
۲ بهمن, ۱۳۹۶

در قسمتهای اول و دوم از این مقاله به اهمیت فزاینده طراحی مطلوب تجربه کاربری برای موفقیت محصولات در زمان ارائه به بازار و همینطور تعدادی از دلایل اصلی اشتباه در شناسایی نیازهای اصلی کاربران اشاره شد. در این بخش با تکمیل دلایل منجر به اشتباه، راهکاری برای اجتناب سیستماتیک از آنها ارائه می‌شود.

مدیران ارشدی که به نسخه‌های نمایشی سیستم شما ابراز علاقه میکنند با کاربرانی که نهایتا قرار است از سیستم استفاده کنند یکسان نیستند.
شرکت‌های ارائه دهنده سیستمهای سازمانی در کنفرانس‌های سالانه‌ای که برای مشتریان برگزار می‌کنند، از نسخه‌ی نمایشی محصول خود برای نمایش ویژگی‌ها و کارایی‌های آن استفاده می‌کنند تا خریداران، سرمایه‌گذاران و تحلیلگران بازار را درباره استراتژی شرکت تهییج کنند. با این حال، فیدبک و اظهارنظر شرکت‌کنندگان در چنین همایشهایی را نباید به عنوان نیازهای کاربران نهایی محصول سازمانی درنظر بگیرید. در حقیقت، نیازمندیهای شناسایی شده در این همایشها، برای اطمینان از انطباق با نیازهای واقعی کاربران نهایی، حتما باید از یک چرخه اعتبار‌سنجی دقیق عبور کند. کمک کنید نسخه‌های نمایشی با حمایت مدیران ارشد به دست کاربران واقعی برسد و واکنش آنها را ارزیابی کنید.

استفاده از Big Data مهم است، اما همه تصویر را بدست نمی‌دهد.
داده‌های بزرگ (چه چیزی؟ چه زمانی؟) < تصویر کامل (… چگونه؟ چرا؟).
جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ در مورد استفاده از محصول بخصوص محصولات دیجیتال در میان مدیران محصول و حتی توسعه‌دهندگان نرم‌افزار که اکنون می‌توانند بفهمند چه ویژگی‌هایی کاربران را جذب می‌کند، محبوب است. نکته ای که نباید فراموش شود این است که تحلیل Big Data بخشی از تحقیقات کاربر و طراحی کاربر محور است نه همه آن! و قطعا نمیتواند جایگزینی برای مطالعه کیفی رفتار کاربر باشد. در اینجا دو روش معمول و مورد استفاده برای استفاده از داده‌های بزرگ را بررسی می‌کنیم، تجزیه و تحلیل داده‌های کاربر (User data analytics) و تست A/B:
تجزیه و تحلیل داده‌های کاربر می‌تواند به سرعت به سوالات در مورد استفاده فعلی پاسخ دهد: سوالاتی در مورد تعداد و الگوهای بیشتر تکرارشونده، مانند: چندتا؟ هرچند وقت یکبار؟ چه زمانی؟ چه جایی؟
تست A/B اما زمانی کاربرد دارد که یک تیم محصول، بخش غالب طراحی را انجام داده است (الگوهای تعاملی، طرح‌بندی صفحات و موارد دیگر)، و می‌خواهد گزینه‌های جایگزین طراحی را مقایسه ‌کند، مانند “کدام یک از تصاویر بر روی صفحه بیشترین کلیک را تولید می‌کند”؟ آزمایش‌های داخلی با ترافیک کافی می‌تواند مقدار زیادی از اطلاعات مفید را تولید کند. بنابراین، تست A/B برای بهبودهای کوچک و تدریجی بسیار مفید است.
حالا با این مثال می‌توان تفاوت میان صرف استفاده از تکنیکهای Big data با یک تحقیقات کاربری کامل را توضیح داد: هر شرکتی در جستجوی پیداکردن و نگهداری مشتریان جدید است. فرض کنید که لاگ‌های مربوط به مشترکین یک برنامه دوستیابی آنلاین نشان دهد که آنها اشتراک خود را تمدید نمی‌کنند. آیا شرکت باید شاد باشد یا ناامید؟ اگر مردم همراه خوبی پیدا کرده باشند و در نتیجه راضی باشند، عدم تمدید نشانه موفقیت است. اگر آنها از پیدا کردن قرار ناامید شده‌اند، عدم تمدید به معنی شکست است. داده‌های بزرگ آنچه را که از مشاهده و گوش دادن به حتی تعداد انگشت شماری از افراد تمدید نکننده بدست می‌آید، به شما نمی‌گوید.
به طور مختصر، داده‌های کمی مفید هستند، اما دارای دو محدودیت می‌باشند: اول، به تیم نمی‌گویند چرا ویژگی‌های فعلی استفاده می‌شود و یا نمی‌شود. گروه‌های مختلف کاربران می‌توانند دلایل مختلفی داشته باشند. دوم اینکه، مشخص نیست که چه ویژگی‌های اضافی یا جایگزین برای یک گروه جدید از کاربران ناآشنا با محصول، جذاب خواهد بود. برای پاسخ دادن به این سوالات، تیم باید به تحقیقات کیفی با گروه‌های موجود و پیشنهادی کاربران تکیه کند.

تحقیقات بازار مساوی با تحقیقات کاربر نیست!
آخرین نکته، خطر اشتباه گرفتن و مخلوط کردن تحقیقات کاربر با تحقیقات بازار است. در حالی که تحقیق کاربر و تحقیق بازار، تعدادی تکنیک مشترک دارند (به عنوان مثال، نظرسنجی‌ها و گروه‌های تمرکز)، اهداف و متغیرهایی که برروی آن تمرکز می‌کنند، متفاوت هستند.
• تحقیقات بازار به دنبال درک نگرش نسبت به محصولات، دسته‌ها یا برند‌ها است و تلاش می‌کند احتمال خرید، تعامل یا خرید اشتراک را پیش‌بینی کند.
• هدف تحقیق کاربر، بهبود تجربه کاربر با درک رابطه بین رفتارهای واقعی استفاده و خواص طراحی است. برای این منظور، رفتار و نگرش کاربران را بررسی می‌کند تا بفهمد که آیا محصول (یا سرویس) قابل استفاده، مفید و لذت بخش است یا خیر؛ از جمله پس از تصمیم‌گیری برای خرید.
با این حال اتصال استراتژیک تحقیقات بازار و تحقیقات کاربر در سطوح بالای سازمان قطعا تصمیم مثبتی است. این مساله به هماهنگی اهداف و به اشتراک‌گذاری اطلاعات بین بازاریابی، فروش، موفقیت مشتری و تیم UX (معمولا در محصول یا تحقیق و توسعه) نیاز دارد.

مسیر پیش رو: آموزش مدیران و تیم‌ها
تا اینجا شش راه مختلف نشان داده‌ شد که تیم‌‌‌های طراحی، بدون تحقیق کاربر، مستعد ساختن محصول غلط هستند. برای اجتناب از چنین نقصی، از مدیران برنامه‌نویسی و تیم‌های محصول دعوت می‌کنیم تا شکاف موجود در توانایی‌های تیمی را ارزیابی و پر کنند. جدول زیر، اقدامات کوتاه مدت و بلند مدت را برای ارزیابی و مدیریت این شکاف‌ها نشان می‌دهد.

 

 

قسمت‌های مختلف این مقاله:
۱۰ دی, ۱۳۹۶

چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش سوم و پایانی

در قسمتهای اول و دوم از این مقاله به اهمیت فزاینده طراحی مطلوب تجربه کاربری برای موفقیت محصولات در زمان ارائه به بازار و همینطور تعدادی […]
۸ آذر, ۱۳۹۶

چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش دوم

در قسمت قبل به اهمیت فزاینده طراحی مطلوب تجربه کاربری برای موفقیت محصولات در زمان ارائه به بازار اشاره شد. در این بخش و بخش آینده، […]
۱۵ آبان, ۱۳۹۶

چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش اول

به برداشت‌ها و واکنش‌هایی که در نتیجه استفاده یا انتظار استفاده از یک محصول، سیستم یا سرویس داریم، تجربه کاربری (User Experience) یا به اختصار UX […]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *