چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش اول
۱۵ آبان, ۱۳۹۶
اهمیت روایت داستان در بازاریابی – بخش دوم: سیر تکامل بازاریابی
۱۴ آذر, ۱۳۹۶

در قسمت قبل به اهمیت فزاینده طراحی مطلوب تجربه کاربری برای موفقیت محصولات در زمان ارائه به بازار اشاره شد. در این بخش و بخش آینده، دلایل اصلی اشتباه در شناسایی نیازهای اصلی کاربران (مصرف کنندگان نهایی محصول) معرفی می‌شود.

۱٫ عدم حضور نماینده کاربران در فرایند توسعه سیستم
اولین و واضح‌ترین مورد زمانی اتفاق می‌افتد که تیم طراحی و تولید محصول، تست‌های منظم با کاربران را در طول فرایند توسعه انجام نمی‌دهد. بنابراین تیم نمی‌تواند ارزیابی کند که نرم افزار ساخته شده چقدر متناسب با کاربران هدف، کار و محیط آنها می‌باشد.

۲٫ اشتباه خریدار سیستم با کاربر نهایی
مورد دوم هم کمابیش معمول است: دقت نکردن در تفکیک میان مشتری (کسی که هزینه خرید محصول را پرداخت می‌کند) با مصرف کننده (کاربر نهایی).
این اشتباه خصوصا در طراحی و توسعه سیستم های سازمانی بسیار شایع است. به این دلیل که بطور معمول تصمیم خرید این سیستمها و اختیار پرداخت هزینه بر عهده مدیر خرید، یک کمیته اجرایی یا کمیته تصمیم گیری خرید که لزوما کاربران سیستم جزئی از آن نیستند. کاربران هدف ممکن است دور از فرآیند انتخاب محصول باشند و هیچ تاثیری در مورد محصولاتی که سازمان انتخاب می کند، نداشته باشند. همین مشکل در دوره طراحی و توسعه محصول نیز خود را نشان می دهد. بر اساس تجربه، معمولا مسوولیت تایید مطابقت طراحی ها با نیازمندی های کاربری در انتهای هر حلقه از توسعه سیستم، بجای کاربر نهایی بر عهده انتخاب کننده محصول (مشتری) است.
بنابراین دریافت تایید در این مراحل را به هیچ وجه نمیتوان به عنوان پیش بینی و نشانگری از پذیرش و رضایتمندی کاربر در زمان استفاده نهایی دانست.
علاوه بر این، تیم توسعه نرم افزاری باید از تحقیقات کاربر برای پاسخ به سوالاتی مانند اینها استفاده کند:
• کاراکتر و ویژگیهای کاربران چیست؟
• اطمینان از شناسایی کامل نیازمندیهای کاربران در زمان طراحی سناریوهای سیستم
• شناسایی کامل نحوه فعلی انجام کارها توسط کاربران و تاثیر و تبعات سیستم جدید بر نحوه انجام کار آنها

۳٫ استفاده از پروکسی های داخلی به جای کاربران واقعی سیستم
بعضی از تیم‌های طراحی و توسعه محصول، با تیمهای ارائه خدمات به مشتریان و یا کارمندان پشتیبانی فروش (یعنی کارشناسانی که تصور می‌شود رفتار و انتخابهای گروه های زیادی از مشتریان را می شناسند و میتوانند آنها را نمایندگی کنند) به عنوان پروکسی برای کاربران نهایی کار می‌کنند.
با وجود ارزشمند بودن دانش این منابع از رفتار کاربران، دو نوع اشتباه معمول در این موقعیت‌ها میتواند به شکست پروژه منجر شود.
یک: پراکسی‌های داخلی نسبت به کاربران نهایی چند مزیت ناعادلانه دارند: آنها نرم‌افزار را به طور کامل می‌شناسند، از جمله راه‌های اجتناب از برخورد با یک مشکل؛ همچنین نیازی به استفاده از محصول در محدودیت‌های زمانی و محیط دیجیتال مصرف‌کنندگان ندارند.
دو: شواهدی که پروکسی‌های داخلی به تیم می‌آورند نیز جانب‌دارانه می شوند. احتمال دارد متخصصان فروش و پشتیبانی از کارمندان، بیشتر نیازهای بزرگترین یا استراتژیک‌ترین مشتری های موجود در بازار را درنظر بگیرند. احتمال دارد آنها بیشتر بر روی مشکلات مشتریان موجود تمرکز کنند تا شیوه‌ای که به خوبی کار می‌کند. همچنین، آنها ممکن است نیازمندی های جدیدی را که هنوز توسط ابزار یا بازار فعلی مطرح نشده، نادیده بگیرند.
بنابراین کارکنان داخلی نمی‌توانند تنها نماینده «کاربران» باشند. با این وجود، می بایست تحقیقات کاربر از نظرات آنها در مورد تجزیه و تحلیل سیستمهای رقیب، بینش های فعلی در مورد معماری اطلاعات و یا مسائل دیگر، که تکمیل‌کننده اطلاعات پشتیبانی مشتری، تحقیق یو.ایکس و سایر منابع بازخورد کاربر است، استقبال نماید.

 

ادامه دارد …

 

 

قسمت‌های مختلف این مقاله:
۱۰ دی, ۱۳۹۶

چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش سوم و پایانی

در قسمتهای اول و دوم از این مقاله به اهمیت فزاینده طراحی مطلوب تجربه کاربری برای موفقیت محصولات در زمان ارائه به بازار و همینطور تعدادی […]
۸ آذر, ۱۳۹۶

چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش دوم

در قسمت قبل به اهمیت فزاینده طراحی مطلوب تجربه کاربری برای موفقیت محصولات در زمان ارائه به بازار اشاره شد. در این بخش و بخش آینده، […]
۱۵ آبان, ۱۳۹۶

چگونه در طراحی تجربه کاربری خوب موفق شویم؟ – بخش اول

به برداشت‌ها و واکنش‌هایی که در نتیجه استفاده یا انتظار استفاده از یک محصول، سیستم یا سرویس داریم، تجربه کاربری (User Experience) یا به اختصار UX […]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *